>
كاش در دهكده ي عشق فراواني بود   .....

   «  آرشيو   صفحه اصلي وب لاگ »

1...2

موضوع : تاريخ : 17 February 2007   شماره : 10

ارتباط مستقيم با مديريت وبلاگ:

id: dehkadeyeshgh

e-mail: dehkadeyeshgh@yahoo.com

 

 


 

 

حداقل سرعت براي ديدن ADSL با 128 کيلو بايت بر ثانيه بايد باشد

براي ورود روي لينگهاي زير كليك كنيد

پخش زنده از مشهد

(( حرم امام رضا (ع) ))

 

 

 

 

 

 

پخش زنده از کربلا

حرم امام حسين (ع) ))

 

التماس دعا

منو را از نظرات تون بي نصيب نگذارين

    ارسال نظر ( 158 )!
موضوع : داستانتاريخ : 19 December 2006   شماره : 9

...داستان...

روز قسمت بود.

خدا هستي را قسمت ميکرد.

خدا گفت: چيزي از من بخواهيد هر چه باشد شما را خواهم داد .

سهمتان را از هستي طلب کنيد زيرا خدا بخشنده است.

و هر که آمد چيزي خواست.

يکي بالي براي پريدن و ديگري پايي براي دويدن.

يکي جثه اي بزرگ خواست و آن يکي چشماني تيز.

يکي دريا را انتخاب کرد و يکي آسمان را.

در اين ميان کرمي کوچک جلو آمد و به خدا گفت:

خدايا من چيز زيادي از اين هستي نمي خواهم.

نه چشماني تيز ونه جثه اي بزرگ نه بال و نه پايي ونه آسمان ونه دريا .....

تنها کمي از خودت.

تنها کمي از خودت به من بده و خدا کمي نور به او داد.

 نام او کرم شب تاب شد.

خدا گفت: آن که نوري با خود دارد بزرگ است.

حتي اگر به قدر ذره اي باشد .

تو حالا همان خورشيدي که گاهي زير برگ کوچکي پنهان مي شوي

و رو به ديگران گفت:

 کاش مي دانستيد که اين کرم کوچک بهترين را خواست زيرا که از خدا جز خدا نبايد خواست.


افسانه عجيبي وجود دارد كه در آن دختري در چمنزاري قدم ميزد و پروانه اي را روي خاري گرفتار ميبيند

دختر با دقت زياد پروانه را رها ميسازد و پروانه پرواز ميكند.

سپس باز ميگردد و تبديل به يك پري زيبا ميشود

و به دخترك ميگويد: به خاطر مهربانيت هر آرزويي كه داشته باشي برآورده خواهم كرد.

دختر لحظاتي فكر ميكند و مي گويد: من مي خواهم شاد باشم.

پري سرش را جلو مياورد و در گوش او چيزي ميگويد بعد ناگهان ناپديد ميشود.

 وقتي بزرگ ميشود در ان سرزمين كسي شادتر از او وجود نداشت.

هرگاه كسي از دختر راز شاديش را سوال ميكند لبخند ميزند

و ميگويد: من تنها به حرف يك پري خوب و مهربان گوش دادم.

دختر وقتي پير شد همسايه ها مي ترسيدند كه او بميرد و آن راز شگفت انگيز در پرده بماند.

 آنها التماس كردند تو را به خدا به ما بگو پري به تو چه گفت؟

 پير زن دوست داشتني فقط لبخند زد و گفت :

 او به من گفت :

 اصلا مهم نيست آدمها كه باشند و چقدر سعادتمند به نظر برسند آنها هر كه باشند به من نياز دارند.

    ارسال نظر ( 4 )!
موضوع : خجالت نکشيد ................تاريخ : 19 December 2006   شماره : 8

يه داستان قشنگ به اسم خجالت نکشيد .

وقتي سركلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود كه كنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي كرد.

به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي كردم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهي به اين مساله نمي كرد.

آخر كلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست. من جزومو بهش دادم.بهم گفت: "متشكرم" و گونه من رو بوسيد.

مي خوام بهش بگم، مي خوام كه بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نمي دونم.

تلفن زنگ زد. خودش بود. گريه مي كرد. دوست پسرش قلبش رو شكسته بود. از من خواست كه برم پيشش.

نمي خواست تنها باشه. من هم اينكار رو كردم. وقتي كنارش رو كاناپه نشسته بودم.

تمام فكرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو مي كردم كه عشقش متعلق به من باشه.

بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس، خواست بره كه بخوابه، به من نگاه كرد و گفت : "متشكرم " و گونه من رو بوسيد.

مي خوام بهش بگم، مي خوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نمي دونم .

روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت: "قرارم بهم خورده، اون نمي خواد با من بياد".

من با كسي قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم كه اگه زماني هيچ كدوممون براي مراسمي پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم، درست مثل يه "خواهر و برادر".

ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد.

من پشت سر اون، كنار در خروجي، ايستاده بودم، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون كريستالش بود.

آرزو مي كردم كه عشقش متعلق به من باشه، اما اون مثل من فكر نمي كرد و من اين رو مي دونستم، به من گفت: "متشكرم، شب خيلي خوبي داشتيم" ، و گونه منو بوسيد.

ميخوام بهش بگم، ميخوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم.

يه روز گذشت، سپس يك هفته، يك سال ... قبل از اينكه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد، من به اون نگاه مي كردم كه درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدركش رو بگيره.

مي خواستم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي كرد، و من اينو مي دونستم، قبل از اينكه كسي خونه بره به سمت من اومد، با همون لباس و كلاه فارغ التحصيلي، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي، متشكرم و گونه منو بوسيد.

مي خوام بهش بگم ، مي خوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم.

نشستم روي صندلي، صندلي ساقدوش، توي كليسا، اون دختره حالا داره ازدواج ميكنه، من ديدم كه "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد.

با مرد ديگه اي ازدواج كرد. من مي خواستم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فكر نمي كرد و من اينو ميدونستم، اما قبل از اينكه از كليسا بره رو به من كرد و گفت " تو اومدي؟ متشكرم"

ميخوام بهش بگم، ميخوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم.

سالهاي خيلي زيادي گذشت. به تابوتي نگاه ميكنم که دختري كه من رو داداشي خودش مي دونست توي اون خوابيده، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو مي خونه، دختري كه در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست كه اون نوشته بود:

"تمام توجهم به اون بود. آرزو مي كردم كه عشقش براي من باشه.

اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو مي دونستم.

من مي خواستم بهش بگم، مي خواستم كه بدونه كه نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه.

من عاشقش هستم. اما .... من خجالتي ام ... نمي دونم ... هميشه آرزو داشتم كه به من بگه دوستم داره."

اي كاش اين كار رو كرده بودم ... با خودم فكر مي كردم و گريه! . . .

    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : رقيب عشقي تو اين ور اون ور دنياتاريخ : 19 December 2006   شماره : 7

توي ژاپن

جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست!

توي اسپانيا
مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن!

توي انگلستان
دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه!

توي فرانسه
خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه! دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه!

توي استراليا
دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن! اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره! اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه!

توي قفقاز
جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه! دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره! باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه!

توي نروژ
معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه!

توي آفريقا
قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست! دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن!

توي مکزيک
کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه! ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه!

توي آمريکا
حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه!

توي ايران
فقط پول موضوع رو حل مي کنه! پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن! عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره و ...

    ارسال نظر ( 1 )!
موضوع : اگر مي تواني بهترين باشتاريخ : 19 December 2006   شماره : 6

به نام خدا

هر آن چه که هستي , بهترينش باش

*اگر نمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي

*بوته اي در دامنه کوهي باش

*ولي بهترين بوته اي باش که در کنار راه مي رويد

*اگر نمي تواني درخت باشي , بوته باش

*اگر نمي تواني بوته اي باشي , علف کوچکي باش

*و چشم انداز کنار شاهراهي را شادمانه تر کن

*اگر نمي تواني نهنگ باشي , فقط يک ماهي کوچک باش

*ولي بازيگوش ترين ماهي درياچه !!!

 

*همه که ما را ناخدا نمي کنند , ملوان هم مي توان بود

*در اين دنيا براي همه ما کاري هست

*کارهاي بزرگ و کارهاي کمي کوچک تر

*و آن چه که وظيفه ماست , چندان دور از دسترس نيست

*اگر نمي تواني شاهراه باشي , کوره راه باش

*اگر نمي تواني خورشيد باشي , ستاره باش

*با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند

*هر آن چه که هستي , بهترينش باش

    ارسال نظر ( 0 )!
موضوع : دوست دارم........تاريخ : 28 October 2006   شماره : 5

سلام اغاز حرف زندگي    
منم مجتبي با کوله ي شرمندگي

فداي مهربونيات چه ميکني با سرنوشت
دلم واست تنگ شوده بود اين نامه رو واست نوشت

از احوال من که بخواي مثل گلاي پرپر          
احساس گرمي نگات تو کوچه پرسه ميزنه

صداي تند رعد و برق بغض دلم رو ميشکنه
ديشب دلم گرفته بود لگد زدم به اسمون

فرياد زدم يا تو بياي يا من ميرم از اين زمون
فدات بشم !نميدوني بي تو چه تنها ميمونم



حقيقت واست بگم تا تو باشي من ميمونم
اگه بري من ميپوسم زير اوار زندگي

قسمت من سفر ميشه قسمت تو ازادگي
نميدوني چقدر دلم تنگ براي ديدنت

براي مهربونيات نوازشات خنديدنت
به خاطرت منده يکي هميشه چشم به راهته؟

يه قلب تنها و کبود کوشته چشم به رهته؟
فدات بشم!يه وقت شبا بي خوابي خستت نکنه

غصه و غم نياد يهو زرد و شکستت نکنه
چادرشب لطيفت از روت يه وقت پس نزني

تنگ بلور ابتو يه وقت ناغافل نشکني
اگه واست زحمتي نيست سر قرارمون بمون

منم تورو ميسپرم دست خداي مهربون
راستي ديروز بارون امد منو خيالت تر شديم

رفتيم تو قلب اسمون با ابرها همسفر شديم
غصه نخور تا تو نياي حال منم اينطوريه

سرفه هاي مکررم واسه هواي دوريه
تو از خودت برام بگو بدونه من خوش ميگذره؟

مي خواي منم پيشت باشم يا انطوريا بهتره؟
نکنه يه وقت يادت بره يکي اينجا منتظره

منتظره رسيدن و لحظه خوب ديدنه
شنيدم که اينروزا حالت تعريفي نداره

ميخوام بلند داد بزنم غم بره تنهات بذاره
اگه حقيقت و بخواي دلم ازت يه کم پره

وقتي بهم دروغ ميگي خيلي بهم بر ميخوره
وقتي از احوالت ميخوام برام سري کج ميکني

بعدش ميگي مرسي خوبم انگار داري لج ميکني
اما حالا که ميشنوم حالي به احوال نداري

زندگي سخت شده واست!! اينطوري قرار ميزاري
يادت باشه دروغ نگي!! اگه بخواي من ميميرم

اگه بخواي از اسمون برات ستاره ميچينم
يادت باشه که قلب تو مثل گلاي مريم

با ضربه اي ميوفته مثل يه شيشه ميشکنه
اشکاي تو زلاله مثل شبنمه

يادت باشه نشون ندي به هرکي که نا محرمه
زندکيمو بخواي با جون دل برات ميدم

به شرطي که بهم نگي ميخوام که زود تر بميرم
فدات بشم رضاي تو فقط رضايت منه

مواظب اينه باش از ديدنه تو ميشکنه
به اسمنو نگاه نکن اسمون غصش ميگيره

از صورت معصومه تو دوباره گريش ميگيره
به خورشيدم نگاه نکن تاب نگاتو نداره

پيش نگاه عاشقت سر رويه سينش ميزاره
به دريا ها نگاه نکن ماهيا عاشقت ميشن

موجا پرشون ميشنو قطره ها مجذوبت ميشن
اگه ديدي تو اسمنو ستاره چشمک ميزنه

يه قول بده!! نگاه نکن ممکن دلترو بشکنه
فدات بشم اگه ديدي زندگي تلخ شده برات

يه ذره از اسمت بريز تا که شيرين شه لحظهات
يادت باشه قلب منم اينجا ميتپه برات

عصاره جونمو تو نامه ميفرستم برات
اين همه حرفارو زدم تا تازه بهنت بگم سلام

دوست دارم همين و بس ختم کلام


تماس مستقيم با مدير وبلاگ:

id:   dehkadeyeshgh

    ارسال نظر ( 4 )!
موضوع : راهكار هاي صحيح براي رفتار با همسر...تاريخ : 28 August 2006   شماره : 4

 

 راهكار هاي صحيح   براي رفتار با همسر

 
يكي از راههايي كه كمك بزرگي به بقا و دوام زندگي مي كند ، اين است كه "فرد ، همسر خود را آن چنان كه هست ، بپذيرد" و او را با تمام خصوصياتش ، با تمام تجارب گذشته ، با پدر ، مادر ، خواهرها و برادرهايش قبول كند.

اگر شما قادر باشيد همسرتان را با هر قيافه ، شغل ، تحصيلات و خانوادهاي كه دارد ، بپذيريد واين نگرش را در خودتان پر رنگ كنيد ، در زندگي مشترك احساس بهتري خواهيد داشت .

بهتراست اين تفكر را در خود تقويت كنيد كه اين شخص با تمام ويژگي هاي خوب و بدي كه دارد مال من است و براي من است و من به او عشق مي ورزم.

موضوع ديگر ، اولين برخورد در پايان يك روز كاري است. آن چه در طول چند دقيقه ي اول ، هنگامي كه همسرتان را مي بينيد ، انجام مي دهيد و مي گوييد ، بسيار مهم است.پس زماني كه كه در پايان روز با همسر خود مواجه مي شويد ، استقبال خوبي از وي به عمل آوريد.

هر وقت احساس فراموش شدگي و تنهايي كرديد ، مهم است به خاطر داشته باشيد كه شما براي شادماني خود مسئول ايد. بنابر اين بايد ابتكار به خرج دهيد و فضايي صميمي بين خود و همسرتان ايجاد كنيد.

يكي از مواردي كه تاثير بسياري در زندگي زناشويي مي گذارد ، نحوه ي بر قراري ارتباط كلامي و شيوه ي حرف زدن زن و شوهر با يكديگر است.

به عبارت ديگر بسياري از مشاجرات خانوادگي ناشي از درست صحبت نكردن و عدم توانايي زوجين در رساندن مفهوم به يكديگر است.

كلمات بار عاطفي دارند و مي توانند بر مخاطب تاثير مثبت يا منفي بگذارند.

خانم ها بايد به كلماتي كه استفاده مي كنند توجه داشته باشند ، اغراق آميز صحبت نكنند . براي مثال خانم ها بهتر است به جاي اين كه به همسر خود بگويند:"تو هيچوقت به فكر ما نيستي "، از جمله ي:"گاهي اوقات ما را فراموش مي كني " استفاده كنند ، زيرا معمولا" آقايان روي كلمات دقيق مي شوند.

در زير نمونه هايي از واكنش هاي كلامي مطرح مي شود . شما كدام پاسخ را ترجيح مي دهيد ؟آيا اگر مورد آخر را انتخاب كنيد ، بهتر نيست ؟
- امروز شايد كمي دير بيام .
الف- كار هميشگي توست .
ب- بازم مي خوان ازت كار بكشن .
ج- منتظرت مي مونم ، ولي خيلي خودت را اذيت نكن .
- چرا غذا نمي خوري ، مگه غذا خوردي ؟
الف- نمي خورم ، از اين غذا خوشم نمي آيد .
ب- كجا غذا خوردم ، باز كج خيال شدي .
ج- با اين كه بوي غذات آدم را به اشتها مي آورد ، اما نمي دانم چرا ميل ندارم .

از ديگر موارد موثر در ايجاد دلخوري بين زن وشوهر، غير مستقيم و با گوشه و كنايه صحبت كردن است .

در جايي كه انسان مي تواند به طور صريح سخن بگويد ، چرا متوسل به طعنه و كنايه شود ؟در اين صورت نه تنها مشكل حل نمي شود ، بلكه رنجش ها عميق تر مي گردد .

وقتي از هم رنجش پيدا مي كنيد و در صدد رفع آن بر نمي آييد ، وقتي اجازه مي دهيد كه ناراحتي ها روي هم انباشته شوند ، بايد انتظار داشته باشيد كه رابطه تان سرد و بي روح شود .

اين نكته مهم است كه قبل از صحبت كردن با همسر خود ، موضوع را با ديگران مطرح نكنيد .

پيشا پيش ياد آوري كنيد كه شايد اصل ماجرا يك سوء تفاهم باشد و غرض از صحبت ، رفع كردن آن است .

هميشه از نكات مثبت شخصيت همسر و كارهاي مطلوبي كه انجام داده است ذكري به ميان آوريد تا فضاي مذاكره صميمي شود .

هرگز همسر خود را با ديگران مقايسه نكنيد و مزاياي آنان را به رخش نكشيد .

از يكدندگي و لجاجت بپرهيزيد .

يكي ديگر از مهارت هايي كه بايد در زندگي مشترك آموخت ، گوش دادن مؤثر به سخنان همسر است .وقتي به صحبت همسرتان توجه نمي كنيد و آن را باور نداريد و به واقع براي منظور او معنايي در نظر مي گيريد ، اقدام به ذهن خواني مي كنيد و بدين ترتيب محتواي حقيقي صحبت همسرتان را با فرضيه هاي خود عوض مي كنيد .

ذهن خواني براي ايجاد صميميت مضر است ، زيرا مسلمات را رها مي كنيد و به خيالات مي چسبيد .

يكي از خصوصيات همسران موفق ، شوخ طبعي ، خوش رويي و خوش خلقي است .

زن و شوهر هر دو نشان مي دهند كه براي روحيات ، احساسات و شخصيت طرف مقابل ارزش قائل اند و سهم خود را در شاد كردن و بهتر ساختن محيط زندگي مي شناسند .

از به كار بردن كلمه طلاق پرهيز كنيد . طبق تحقيقات انجام شده توسط باس ، بسياري از زوج هاي موفق اظهار داشته اند كه تحت هر شرايط حاضر به ادامه ي زندگي اند و هرگز به طلاق فكر نمي كنند .

اين افراد به جاي اين كه مقابل يكديگر حركت كنند ، به موازات همديگر حركت مي كنند .


زبان تشكر و قدر داني داشته باشيد . به همان اندازه كه همسرتان را به خاطر بعضي از رفتارهايش سرزنش و از رفتار او انتقاد مي كنيد ، بايد از او براي خوبي هايش تشكر كنيد .
( برگزيده از نشريه پيوند )

تنها مي توانيم چيزي را بگيريم كه مي دهيم.
    ارسال نظر ( 74 )!
موضوع : زن ذليلا بخوانندتاريخ : 26 June 2006   شماره : 3
    ارسال نظر ( 137 )!
موضوع : فرق دخترا با پسراتاريخ : 17 June 2006   شماره : 2
 HotmailPakistan Group
فرق دخترا با ما پسرا
دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند

اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده!
يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه

يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با 3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون!!!

دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!

دخترا مي خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهايت سر خودشون کلاه ميره ولي پسرا مي خوان سر هر موجود زنده اي که ميبينن کلاه بزارن و در نهايت موفق ميشن

اگر به يه دختر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر خوبي و عاشقت ميشه اما اگر به يه پسر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر بي جنبه و جوات هستي دست به هر کاري ميزنه تا از شرت خلاص شه!

نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.

دخترا با اينکه بيشتر از پسرا قوانين راهنمايي و رانندگي رو رعايت ميکنن اما خيلي بيشتر از پسرا تصادف ميکنن و در هر تصادف رد پاي يک دختر به چشم مي خوره.

دخترا فکر مي کنن بهترين راه براي بهترين راه براي داشتن يک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگويي هستش ولي پسرا مطمئن هستند بهترين راه دروغگويي و گرفتن سوتي از طرف مقابله!

دختر ها از درس و مدرسه بيزارند ولي پسر ها از درس و مدرسه فراري هستند!

پسر ها به هم حسودي نمي کنن اما دخترا به هم حسودي مي کنن.

اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعي مي کنيد با اون دختر آشنا بشيد ولي اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم مي خوريد! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نيست کنيد.

دختر ها زير بار حرف زور ميرن اما پسر ها خودشون حرف زور ميزنن

دخترا زندگي مشترک رو در عشق و صفا و صميميت مي بينن ولي پسر ها در غذا و و خواب و تخت خواب(نکته:منظور از تخت خواب عمليات قبل از خواب مي باشد=عمليات فتح المبين به قول آقاي ........................

اگر يک دختر در يک جمع سوتي بده تا آخر ديگه هيچ حرفي نميزنه اما پسر ها در يک چمع فقط سوتي ميدن!

يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه.

پسر ها ميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين ازش متنفرن ولي دختر ها نميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين طرفدارشن!

يک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه ديگه با هيچ پسري دوست نميشه اما يه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر ديگه دوست ميشه!

يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده ميگه:ساعت 7.اما يه پسر اگر يه دختر ازش ساعت بپرسه ميگه:ساعت 7 و 2 دقيقه و 24 ثانيه,اينم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!

اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه , پسره فکر مي کنه که خيلي خوش تيپه ولي اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه دختره فکر ميکنه که پسره چقدر بي چشم و رو هستش!

دختر ترشيده ميشه اما پسر نه!!!!

 بعد از خوندن اين مطلب پسرا اول 2 دقيقه فکر ميکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقيقه نمي فهمند مي زنن زير خنده و ميگن خيلي باحال بود اما دخترا بعد از خوندن اين مطلب 2 ساعت حرص مي خورن و فکر ميکنن به شخصيت دختراي ايروني توهين شده و در نهايت چون مفهوم اين مطلب رو نفهميدن به نويسنده اش ميل ميزنن و فحش ميدن!!!

    ارسال نظر ( 18 )!
موضوع : تقديم به H كه برام همه چيزه...تاريخ : 04 June 2006   شماره : 1

 تفاوتهاي خون و اشك 1خون قرمزه رنگه عشقه ، اشك بيرنگه درد عشقه . 2خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشك اول ميسوزه بعد بيرون مياد. 3.خون مال زخم جسمه ولي اشك مال زخم روحه. 4جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشك خوب نميشه. 5خون هميشه مال درد و غمه ولي اشك بعضي وقتا مال خوشحاليه. ۶جلوي خون و ميشه گرفت ولي اشك رو نه 

 

    ارسال نظر ( 9 )!

1...2


Copyright 2005 Cloob.Com, All right reserved.